تبليغاتX
فــریادهـای ِ یک عـدد میـس مـِــری

 
وقتی آدم کسی را دوست داشته باشد ... بیش ‌تر تنهاست.

چون نمی ‌تواند به هیچ‌ کس جز همان آدم بگوید که چه حسی دارد …

و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق کند،
...

تنهایی تو کامل می‌شود ....

 

 


سمفونی مردگان . عباس معروفی
+ تاريخ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 12:59 نويسنده Miss.MarY ! |

 

حرفی نیست ...

فقط می نویسم

رفت ...

حسی که تو را دوست داشت ...

 

+ تاريخ جمعه سی ام دی 1390ساعت 0:42 نويسنده Miss.MarY ! |

 
 
تو چه می فهمی ؟
حال و
روز
کسی را که دیگر هیـــــــــــچ
نگاهی
دلش را نمی لرزاند...؟

+ تاريخ جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 18:4 نويسنده Miss.MarY ! |

 
چقــدر باید بگذرد؟؟

تا مـن

در مـرور خـاطراتم
...

وقتی از کنار تــو رد می شوم.

تنـــم نلــرزد…..

بغضــم نگیــرد…..
+ تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 0:31 نويسنده Miss.MarY ! |

شاید!
شعر همین است
که من عاشق تو باشم
و تو!
با هر که می‌خواهی
+ تاريخ شنبه بیست و سوم مهر 1390ساعت 9:1 نويسنده Miss.MarY ! |

 

دلت برای هیچکس به اندازه من تنگ نخواهد شد...
برای نگاه کردنم!
...
بوسیدنم!
... خندیدنم!
...
برای تمام لحظه هایی که کنارم بودی!
روزی که نیستم...


دلت برای همه ی این ها تنگ خواهد شد...!!!.....

 

 

+ تاريخ دوشنبه چهارم مهر 1390ساعت 19:43 نويسنده Miss.MarY ! |

 

مـن فــرامــوش نـکـــرده ام ...
مــن از نـهـایــت درد بـه بـــی حـسی رسـیـدم !!!

+ تاريخ پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 11:59 نويسنده Miss.MarY ! |

 

اینروزها غمگینم ؛
چونان پیرزنی که ...
آخرین سرباز بازگشته از جنگ ،
پسرش نبود ... !!!

 

+ تاريخ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 15:0 نويسنده Miss.MarY ! |

 

" خوبـے ؟ "
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغــا می كند . . .

 

+ تاريخ شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت 0:59 نويسنده Miss.MarY ! |

 

میخواهم این راهی را که من و تو آمده ایم از ابتدا ویران کنم ...

 

تا هیچ کس به اینجایی که من و تو رسیدیم ... نرسد !

 

 

+ تاريخ سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 21:15 نويسنده Miss.MarY ! |


من به جای خالی اش بیشتر از خودش عادت کرده ام . . .


+ تاريخ شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 23:20 نويسنده Miss.MarY ! |

 

دلواپسی من از نیامدنت نیست .....

می ترسم در پس این دل دل زدن ها بیایی
 
و دیگر

نخواهمت
...
+ تاريخ چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 15:41 نويسنده Miss.MarY ! |

 

می دانی ..
خوب كه فكر می كنم
می بینم گاهی یك شكلات ِ مغزدار
بیشتر میچسبد
تا
عاشقانه های این عاشق های تو خالی !

 

+ تاريخ پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 13:59 نويسنده Miss.MarY ! |

 

حالا که خوب نگاه می کنم ... می بینم ما به دست هم پیر می شویم نه به پای هم

 

+ تاريخ سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 16:44 نويسنده Miss.MarY ! |

 

چـه اشـتـبـاه بـزرگـی سـت . . .

تـلـخ کـردن زنـدگـیـمـان . . .
بـرای کـسـی کـه در دوری مـا . . .
شـیـریـن تـریـن لـحـظـات زنـدگـیـش را سـپـری مـی کـنـد !!!

 

 

+ تاريخ دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 17:54 نويسنده Miss.MarY ! |

 

چه جوری میتونی‌ بگی‌
گذشته‌ها گذشته
در حالی‌که گذشته هاست
که حال و آینده منو نابود کرده .....!

 

+ تاريخ شنبه بیست و نهم مرداد 1390ساعت 23:32 نويسنده Miss.MarY ! |

 

شب ها
به وقت خواب
از طرف من
وجدانت را ببوس
اگر بیدار بود ... !

 

+ تاريخ جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 12:23 نويسنده Miss.MarY ! |

 

به یکدیـــگر دروغــــــ ـــ ــ ـــ نگویـــید ،

آدم است باور میکند دل می بندد

 

+ تاريخ جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 12:20 نويسنده Miss.MarY ! |

 

گفته بودم
بی تو سخت میگذرد ...

حرفم را پس میگیرم
بی تو انگار اصلا نمیگذرد ... !

 

+ تاريخ جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 11:44 نويسنده Miss.MarY ! |

 

چه بسا ؛ معشوقه هایی که رفتنشان فقط از روی ناز بوده ، و عاشقانی که هرگز نفهمیده اند ... !!!

+ تاريخ جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 11:28 نويسنده Miss.MarY ! |

 

آدمـهایِ تمام شده را
دیگر از نو شروع نکن
نـه آنها مثل قبل خواهند بود
نه تـو
نه حتی رابـطه تان !!!

+ تاريخ جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 20:10 نويسنده Miss.MarY ! |

 

از يـه جـايـی بـه بـعـد
نـه ايـن کـه فـايـده نـداشـتـه بـاشـه ها
نـه !!!
ارزشش رو ديـگـه نـداره

 

+ تاريخ پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 10:8 نويسنده Miss.MarY ! |

 

حــ ـرف مرا
تنها از خــ ـودم بشنو . . .
بگذار تمام كــ ـلاغ ها، از حسودي بميرند

+ تاريخ سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 19:43 نويسنده Miss.MarY ! |

 

همه‌ی ما
فقط حسرت بی پایان یک اتفاق ساده‌ایم
که جهان را، بی جهت، یک جور عجیبی
جدی گرفته‌ایم
. . .

 

 

سید علی صالحی

+ تاريخ سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 19:41 نويسنده Miss.MarY ! |

 

هستن یا نیستن تو
دیگر چه فرقی می کند؛
وقتی تو
آنی که باید، نیستی دیگر…

دیگر وقتی هستی هم
انگار که نیستی!

+ تاريخ سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 19:35 نويسنده Miss.MarY ! |

 

اشتباه می‌کنند بعضی‌ها که اشتباه نمی‌کنند!
بايد راه افتاد،
مثل رودها که بعضی به دريا می‌رسند
بعضی هم به دريا نمی‌رسند.
رفتن، هيچ ربطی به رسيدن ندارد



سید علی‌ صالحی

+ تاريخ پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 18:37 نويسنده Miss.MarY ! |

 

بودن و نبودنت هم
خوب است!
اینها اگر نباشد
کِی از نبودنت بمیرم
و
...
کجا برای باز دوباره بودنت پر پر بزنم؟!
بگذار زندگیم
همین قدر غیرعادی باشد
من همه این ها را دوست دارم.....
+ تاريخ دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 22:45 نويسنده Miss.MarY ! |

 

به سكوت لبخند مي زنم ، او هم به من !
كم كم به زندگي در كنار هم عادت كرده ايم ...

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 12:42 نويسنده Miss.MarY ! |

 

روشنفکر کسی است که چیزی جذاب تر از سـکــس را یافته باشد



آلدوس هاکسلی

+ تاريخ یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 22:33 نويسنده Miss.MarY ! |

 

به هزار وعده ی تو،

من فقط

يک دل دادم
...

و تمام

...
+ تاريخ یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 22:22 نويسنده Miss.MarY ! |


کد آهنگ